مرکز آموزشی، درمانی نمازی
آیا به بیماران مبتلا به سرطان پیشرفته، حقیقت را بگوییم؟

پاسخِ علم اخلاق و روانشناسی بالینی، روشن و قاطع است: صداقتِ همدلانه، بهترین راه است. بهتر است بیمار را از حقیقت بیماری و پیشآگهی (چشمانداز) آن مطلع کنیم؛ تا برای حفظ روحیهاش او را در ابهام نگه داریم یا حتی به او دروغ بگوییم.
بیماران چه میخواهند؟
پژوهشها نشان میدهند بیش از ۸۵ تا ۹۰ درصد بیماران سرطانی ترجیح میدهند تشخیص و پیشآگهی واقعی خود را بدانند. دانستن حقیقت به آنها احساس کنترل بر زندگی و امکان برنامهریزی میدهد.
چرا دروغ یا پنهانکاری راه حل نیست؟
ایجاد ابهامِ اضطرابآور: انسان از ناشناختهها بیشتر میترسد. ابهام، اضطرابی فرسایشی ایجاد میکند که از خودِ حقیقت تلخ، رنجآورتر است.
تخریب اعتماد: بیمار به سرعت تناقضِ گفتار و رفتار اطرافیان را حس میکند و به نزدیکترین افرادش بیاعتماد میشود.
احساس تنهاییِ مطلق: وقتی کسی با او روراست نیست، در میان جمعِ همراهان، تنها میماند.
نقض کرامت انسانی: دروغ، بیمار را از حق انتخاب و اراده محروم میکند و عمیقترین بیاحترامی به شخصیت اوست.
افزایش افسردگی: آمار نشان میدهد افسردگی در بیماران بیاطلاع از حقیقت، بیشتر از بیماران آگاه است.
آیا حقیقت، امید را نابود میکند؟
خیر. ناراحتیِ اولیه موقتی است و طی چند هفته جای خود را به پذیرش میدهد. در مقابل، پنهانکاریِ طولانیمدت، استرسی دائمی و ویرانگر ایجاد میکند. حقیقتِ خوبِ گفتهشده، بسیار بهتر از امیدِ کاذبِ ساختهشده بر پایهی دروغ است.
چگونه حقیقت را بگوییم؟ (راهکارهای عملی)
۱. در محیطی آرام و خصوصی، با فرصت کافی صحبت کنید.
۲. ابتدا بپرسید بیمار چقدر میخواهد بداند.
۳. از کلمات ساده و غیرتخصصی استفاده کنید.
۴. به واکنشهای احساسی احترام بگذارید و زمان دهید.
۵. هرگز امید را نگیرید. بر روی مراقبتهای تسکینی، کاهش درد و افزایش کیفیت زندگی تأکید کنید.
صداقتِ همراه با شفقت، خطِّ قرمزِ اخلاق بالینی است. دروغ یا پنهانکاری، هرچند با نیتِ خیر آغاز شود، به ابهام، بیاعتمادی، تنهایی و افسردگیِ بیشتر بیمار دامن میزند. بیمارِ آگاه از حقیقت، فرصت مییابد با شرایط کنار بیاید، تصمیماتِ مهمِ زندگی را بگیرد و با آرامش و عزت، مسیر پیشِ رو را طی کند.
مریم کاوسی کارشناس ارشد روان شناسی بالینی مرکز آموزشی، درمانی نمازی
نظر دهید