مرکز آموزشی، درمانی نمازی
چگونه تنظیم هیجان مادر بر تجربه شیردهی و ارتباط با نوزاد اثر میگذارد؟

یکی از مفاهیمی که در سالهای اخیر در روانشناسی رشد، علوم اعصاب و سلامت نوزاد توجه زیادی را به خود جلب کرده، «همتنظیمی هیجانی» است. برخلاف دیدگاههای گذشته که آرام شدن نوزاد را تنها به ویژگیهای خود او نسبت میدادند، پژوهشهای جدید نشان میدهند تنظیم هیجان در ماههای نخست زندگی یک فرآیند دوطرفه است که در تعامل میان مادر و نوزاد شکل میگیرد و شیردهی یکی از مهمترین بسترهای این تعامل است.
نوزاد در بدو تولد هنوز توانایی کافی برای تنظیم هیجان، آرام کردن خود یا مدیریت استرس را ندارد. او برای بازگشت به آرامش، به حضور یک مراقب پاسخگو نیاز دارد. تماس پوستی، آغوش، تماس چشمی، لحن آرام صدا و شیردهی، همگی بخشی از فرآیند همتنظیمی هستند که به نوزاد کمک میکنند ضربان قلب، تنفس و برانگیختگی هیجانی خود را تنظیم کند.
امروزه شیردهی تنها یک فرآیند تغذیهای تلقی نمیشود، بلکه یک تجربه زیستی-رفتاری است. هنگام شیردهی، مجموعهای از تعاملات حسی و عاطفی میان مادر و نوزاد رخ میدهد که زمینه شکلگیری احساس امنیت و دلبستگی را فراهم میکند. به همین دلیل، کیفیت این تعامل میتواند به اندازه دریافت شیر اهمیت داشته باشد.
پژوهشهای اخیر نشان دادهاند افسردگی پس از زایمان ممکن است این فرآیند را تحت تأثیر قرار دهد. مادرانی که علائم افسردگی را تجربه میکنند، ممکن است به نشانههای هیجانی نوزاد با تأخیر پاسخ دهند یا در حفظ تماس چشمی، ابراز هیجان مثبت و تعامل عاطفی با نوزاد دچار مشکل شوند. این مسئله به معنای کاهش علاقه مادر به فرزند نیست، بلکه یکی از پیامدهای شناختهشده افسردگی بر پردازش هیجانی و تعاملات بینفردی است.
نکته مهم این است که همتنظیمی به معنای «کامل بودن» یا پاسخ فوری به همه نیازهای نوزاد نیست. آنچه اهمیت دارد، پاسخدهی حساس، قابل پیشبینی و متناسب با نیازهای نوزاد است؛ حتی اگر گاهی این پاسخ با کمی تأخیر یا همراه با دشواری باشد.
مریم حسینی کارشناس روانشناسی بالینی مرکز آموزشی درمانی نمازی
نظر دهید