• 1405/06/29
  • - تعداد بازدید: 13
  • زمان مطالعه : 3 دقیقه
مرکز آموزشی، درمانی نمازی

رنج اخلاقی؛ فشاری که همیشه از «زیاد بودن کار» نمی‌آید

 

در محیط‌ درمانی، همه فشارهای روانی ناشی از حجم بالای کار یا خستگی جسمی نیستند. گاهی دشوارترین فشار زمانی ایجاد می‌شود که فرد می‌داند از نظر حرفه‌ای و اخلاقی چه کاری درست است، اما شرایط موجود اجازه انجام آن را نمی‌دهد. در روان‌شناسی سلامت، این تجربه با عنوان «رنج اخلاقی» شناخته می شود.

به گزارش روابط عمومی مرکز آموزشی درمانی نمازی، مریم حسینی، کارشناس واحد روان‌شناسی روان‌پزشکی بیمارستان، در این‌باره می‌گوید: رنج اخلاقی همیشه مسئله‌ای درون فرد نیست؛ گاهی مشکل اصلی، شرایطی است که فرد در آن کار می‌کند. بنابراین پاسخ به آن فقط "بیشتر تحمل کردن" یا "مثبت فکر کردن" نیست.

نکته مهم این است که رنج اخلاقی با «حس بد بعد از یک روز کاری سخت» یکسان نیست. در اینجا معمولاً یک تعارض بین آنچه فرد درست می‌داند و آنچه در عمل می‌تواند انجام دهد وجود دارد: «می‌دانم چه چیزی با ارزش‌ها و اصول حرفه‌ای من هماهنگ است، اما نمی‌توانم آن را آن‌گونه که می‌خواهم انجام دهم.»

اثر رنج اخلاقی بر فرد

وقتی چنین تعارضی حل‌نشده باقی می‌ماند، ذهن ممکن است بارها موقعیت را مرور کند. فرد ممکن است احساس گناه، ناکافی‌بودن، خشم، درماندگی یا ناامیدی را تجربه کند و حتی پس از پایان ساعات کاری همچنان درباره آن موقعیت فکر کند. اگر این تجربه‌ها تکرار شوند و فرد فرصت مناسبی برای صحبت‌کردن و بررسی آنها نداشته باشد، فشار روانی می‌تواند به مرور باعث خستگی هیجانی و فرسودگی شغلی شود.

چه چیزی می‌تواند کمک کند؟

مواجهه با رنج اخلاقی به معنای نادیده گرفتن احساسات یا مجبور کردن خود به تحمل بیشتر نیست. نخستین گام، شناخت دقیق موقعیتی است که این فشار را ایجاد کرده است.

در یک موقعیت دشوار می‌توان از خود پرسید:

آیا در آن شرایط چه چیزهایی واقعاً در اختیار من بود؟

زمان، اطلاعات، امکانات و اختیاراتی را که در آن لحظه در اختیار داشته‌ایم، از آنچه اکنون با دانستن نتیجه می‌دانیم جدا کنیم. قضاوت خود بر اساس اطلاعات بعدی می‌تواند احساس گناه را بیشتر کند.

مسئولیت واقعی من تا کجا بود؟

هر فرد مسئول تصمیم‌ها و رفتارهای خود است، اما مسئول همه محدودیت‌های محیط کار، کمبود منابع یا تصمیم‌های سازمانی نیست. مشخص کردن مرز مسئولیت، ارزیابی واقع‌بینانه‌تر موقعیت را ممکن می‌کند.

آیا چیزی از این تجربه قابل اصلاح است؟

اگر بخشی از مشکل به یک تصمیم، ارتباط یا فرایند قابل تغییر مربوط است، بهتر است به جای سرزنش خود، آن بخش مشخص و برای اصلاح آن اقدام شود. این کار تجربه دشوار را به فرصتی برای یادگیری و بهبود تبدیل می‌کند.

آیا ذهن من همچنان در حال حل مسئله است یا فقط آن را مرور می‌کند؟

فکر کردن درباره یک موقعیت می‌تواند برای یادگیری مفید باشد؛ اما مرور مکرر یک اتفاق بدون رسیدن به تصمیم یا اقدام جدید، معمولاً به حل مسئله کمک نمی‌کند و فشار روانی را تداوم می‌بخشد.

آیا لازم است درباره این تجربه با فردی صحبت کنم؟

گفت‌وگو با یک همکار قابل اعتماد، مسئول مربوط یا متخصص سلامت روان می‌تواند به روشن شدن ابعاد مسئله کمک کند. هدف این گفت‌وگو صرفاً تخلیه هیجانی نیست؛ بلکه درک بهتر موقعیت، بررسی مسئولیت‌ها و یافتن راه‌های عملی برای مواجهه با آن است.

همچنین مهم است که فرد میان «پذیرفتن اینکه در آن شرایط محدودیت‌هایی وجود داشته، و «بی‌تفاوت شدن نسبت به مسئله» تفاوت بگذارد. پذیرفتن محدودیت به معنای تأیید شرایط نامطلوب نیست؛ بلکه یعنی ابتدا واقعیت را همان‌طور که بوده ببینیم و سپس مشخص کنیم چه بخشی از آن قابل تغییر است.

در نهایت، هدف این نیست که فرد به خود بگوید «نباید ناراحت باشم»؛ بلکه این است که بتواند تجربه را بدون سرزنش مداوم خود بررسی کند، مسئولیت واقعی خود را بشناسد، از آنچه قابل یادگیری است استفاده کند و در صورت امکان برای تغییر بخش‌های قابل‌اصلاح اقدام کند.

 

مریم حسینی کارشناس واحد روان‌شناسی روان‌پزشکی بیمارستان نمازی

  • گروه خبری : اخبار واحدها,تازه های خبر
  • کد خبری : 160986
کلیدواژه

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید